ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
باید بیشتر تلاش میکردم..
باید بیشتر تلاش میکردم
باید بیشتر تلاش میکردم...
عاطفه جان..راهش فقط و فقط تلاشه...
جان دل!!!
باید بیشتر تلاش کنی
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
از خودم خسته شدم
کاش میشد خودم رو ببرم ترمینال...سوار اولین اوتوبوسی که دیدم کنم و برای همیشه رها بشم...کاش میشد از خودم فرار کنم... کاش میشد از دست خوم خلاص بشم...
متاسفم...متاسفم که دارم خودم رو تحمل میکنم...
خدایا نمیخوام درست بشم؟؟؟؟
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
احساس تنهایی میکنم...وسط آدمایی گیر افتادم که من رو نمیفهمن... که اصلا تلاشی برای درک نمیکنن... سخته...سخت
دلم آشنا میخواد.. دلم کسی رو میخواد که منو بفهمه..
پ.ن:امتحان هامو اصلا خوب ندادم
باید جدی و خوب درس بخونم
به قول حاجی ... این ره به ترکستان است...
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
پر از حرفم...ولی نمیدونم از کجا شروع کنم...راستش اینه که اصلا میلی به گفتن ندارم...خسته م... خسته از خودم...از این عاطفه ای که خود منم خسته م...از اینکه نمیتونم از خودم فرار کنم خسته ام...از اینکه خودم رو مثل یه جسد متعفن دارم به دوش میکشم خستهم...
لعنت به من.
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06
ما را در سایت راه روشن شد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 5:06